
در دوران باستان، زمانی که انسان هنوز در آغاز شناخت پدیدههای طبیعی بود، مردمان میانرودان (بینالنهرین) برای درک اراده خدایان و پیشبینی آینده، به سنتی شگفتانگیز متوسل میشدند: خواندن نشانهها در کبد گوسفند قربانی. این آیین که در متون باستانی «هاروسپیسی» (Haruspicy) یا «هپاتوسکوپی» نامیده میشد، بعدها به یونان و روم نیز راه یافت و بخشی از نظام آیینی دولتها و ارتشهای آن دوران شد. روحانیان ویژهای پس از قربانیکردن حیوان، شکل، رنگ، خطوط و برجستگیهای کبد را با دقت مینگریستند و با تکیه بر تفسیری نمادین، تصمیمات سیاسی یا نظامی را پیشبینی میکردند.
باستانشناسان امروز، در حفاریهای سومر و بابل، مدلهای سفالی از کبد یافتهاند که روی آنها دهها علامت و بخش مختلف حک شده ــ گویی نقشهای از آینده. پژوهشگران معتقدند این مدلها برای آموزش شاگردان معبد و ثبت دانش پیشگویان استفاده میشدهاند. در واقع، بررسی دقیق این اشیاء نشان میدهد که انسان باستان در پی درک رابطهای میان بدن موجود زنده و نظم کیهانی بوده است.
اما نگاه علم امروز کاملاً متفاوت است. بر اساس گزارش سایت علمی IFLScience، هیچ شواهد تجربی یا زیستی برای اثبات توان “پیشبینی آینده” از روی اندام حیوانی وجود ندارد. این عمل نه علم، بلکه نوعی سیستم نمادشناسی دینی بوده که جهان را با زبان نشانهها و اسطورهها میفهمیده است.
با این حال، ارزش تاریخی این آیین انکارناپذیر است. دانشمندان انسانشناسی و زبان باستانی میگویند مطالعه این سنتها به ما کمک میکند نقشه ذهنی انسان اولیه را در مسیر پیدایش خط، حساب و تفکر انتزاعی بازسازی کنیم. در واقع، آیینهای پیشگویی مانند «کبدخوانی» نخستین تلاش بشر برای تفسیر طبیعت از زاویهای سیستماتیک بودند، هرچند هنوز در قالب مذهب بیان میشدند.
از نگاه فلسفی، این آیین نمادی از عطش دیرینه انسان برای دانستن آینده و کنترل سرنوشت است؛ تمایلی که در عصر پیشبینیهای آماری و هوش مصنوعی نیز ادامه دارد. شاید امروز دیگر کسی به سراغ کبد گوسفند نرود، اما وسوسه فهم آینده هنوز در ژنهای شناختی ما زنده است — از طالعبینی باستان تا الگوریتمهای یادگیری ماشین، مسیر انسان برای کشف «فردا» هرگز متوقف نشده است.