
قرنهاست انسان وقتی به ماه مینگرد، چیزی بیش از یک سطح خاکستری میبیند: چهرهای شبیه انسان — که در فرهنگهای مختلف با نامهایی چون «مرد در ماه»، «خرگوش ماه»، یا «سایهٔ ایزدان» شناخته میشود. اما این چهره از کجا آمده و واقعیت علمی پشت آن چیست؟
مقالهی وبسایت IFLScience در تحلیلی علمی و روان نشان میدهد که این تصویر در واقع حاصل ترکیب مناطق تیرهتر و صافتر موسوم به ماریا (Maria) با بخشهای روشنتر و کوهستانیتر ماه است. این نواحی تیره، دشتهای پهناوری از بازالت آتشفشانی هستند که حدود ۳ تا ۴ میلیارد سال پیش بر اثر برخورد سیارکها و خروج گدازهها شکل گرفتند. در مقابل، بخشهای روشنتر از مواد عتیقتر و سبکتر ساخته شدهاند. وقتی از زمین به آن نگاه میکنیم، این تضاد نوری و بافتی شبیه دو چشم و دهان انسانی به نظر میرسد.
این پدیده در حوزهٔ پریدو لیا (Pareidolia) بررسی میشود — تمایل مغز انسان به تشخیص الگوهای آشنا، مثل چهره، در اشکال تصادفی طبیعت. بهعبارتی مغز ما تمایل دارد معنا و نظم را حتی در بینظمی جستوجو کند.
جالب اینکه این «چهره» در نقاط مختلف زمین بهگونهای متفاوت دیده میشود: در اروپا و خاورمیانه به شکل مردی که سبدی در دست دارد، در چین و ژاپن شبیه یک خرگوش یا قهرمان افسانهای، و در بومیان قاره آمریکا نماد مهربانی یا هشدار کیهانی.
از سوی دیگر، از منظر علمی این مناطق نقش تعیینکنندهای در شناخت فرآیندهای زمینشناسی ماه دارند. پژوهشهای اخیر ناسا (با برنامههایی نظیر Lunar Reconnaissance Orbiter) نشان دادهاند که مواد ماریا از عمق زیاد بالا آمدهاند و احتمالاً بازتابی از فعالیت درونی اولیه ماه هستند؛ بنابراین همان تصویری که فرهنگ مردمان کهن آن را نشانهای از حضور الهی میدیدند، امروزه برای دانشمندان نقشهای از تاریخ درونی ماه محسوب میشود.
در نهایت، «مرد در ماه» حاصل دیدگاه انسان است: ترکیب خیال و علم. برای برخی، او چهرهای رازآلود در آسمان شب است، و برای دانشمندان، گواهی از میلیاردها سال دگرگونی کیهانی.