
برای نخستینبار، گروهی از پژوهشگران با مطالعهای گسترده روی دادههای اسکن مغز هزاران نفر، اعلام کردهاند که مغز انسان تنها یک «سن» ندارد، بلکه پنج مرحلهٔ مجزا از رشد و تغییر را تجربه میکند؛ مراحلی که هر کدام با الگوهای خاصی از فعالیت، اتصالات عصبی، یادگیری، انعطافپذیری و حتی آسیبپذیریهای شناختی همراه هستند. این یافته که توسط تیمی از متخصصان علوم اعصاب ارائه شده، تصویری تازه و دقیقتر از «زیستشناسی زمان» در مغز ارائه میدهد و نشان میدهد آنچه ما به عنوان «سن مغز» میشناسیم، واقعیتی بسیار پیچیدهتر از سن شناسنامهای است.
دانشمندان عمر مغز را به پنج سن بنیادین تقسیم میکنند:
سن ۱: سالهای انفجار یادگیری (۰ تا ۹ سال)
در این دوره، مغز با سرعتی حیرتانگیز سیناپسسازی میکند. دادهها نشان میدهد کودکان تا پایان این دوره بیش از ۹۰ درصد ساختار سیناپسی بالغ را شکل دادهاند. انعطافپذیری عصبی در این مرحله بیشترین مقدار خود را دارد. به همین دلیل زبانآموزی، تواناییهای حرکتی و مهارتهای شناختی پایه در همین دوره تثبیت میشود.
سن ۲: سالهای نوجوانی و طوفان هورمونی (۱۰ تا ۱۹ سال)
در این مرحله، مغز مشغول «هرس سیناپسی» است؛ یعنی اتصالهای اضافی را حذف میکند تا مسیرهای کارآمدتر بسازد. تصمیمگیری، کنترل هیجانات و ریسکپذیری تحت تأثیر مستقیم این بازسازی مغزی قرار دارد. اسکنها نشان میدهد لوب پیشانی—مرکز منطق و آیندهنگری—آخرین بخش تکاملیابنده است و همین موضوع توضیح میدهد چرا قضاوت نوجوانان با نوسان همراه است.
سن ۳: بلوغ شناختی کامل (۲۰ تا ۳۴ سال)
پژوهشها نشان میدهد مغز در این دوره به حداکثر کارایی خود میرسد. سرعت پردازش، حافظه کاری، توجه پایدار و قدرت حل مسئله در اوج قرار دارد. بسیاری از افراد در اوایل ۳۰ سالگی بهترین عملکرد حرفهای و تحصیلی خود را تجربه میکنند. این دوره «طلاییترین سن عملکرد مغزی» نام گرفته است.
سن ۴: پایداری و کاهش تدریجی سرعت (۳۵ تا ۶۹ سال)
بر اساس یافتههای مطالعه، اگرچه سرعت پردازش و دقت پاسخدهی بهتدریج کاهش مییابد، اما هوش crystallized—یعنی حکمت، تجربه، دانش زبانی، و مهارتهای تحلیلی—به رشد خود ادامه میدهد. برخلاف تصور عموم، بسیاری از عملکردهای مغزی در این دوره بسیار پایدار هستند و کاهش واقعی معمولاً با مقاومت جبرانی شبکههای عصبی همراه میشود.
سن ۵: پیری عصبی (۷۰ سال به بالا)
در این مرحله سرعت پردازش و انعطافپذیری عصبی بیش از پیش افت میکند، اما برخلاف گذشته که تصور میشد مغز بعد از این سن رو به توقف میرود، یافتههای جدید نشان میدهد تا آخر عمر قابلیت شکلدهی اتصالات جدید (Neuroplasticity) پابرجاست. این یعنی فعالیتهای ذهنی، ورزش، تغذیه و تعامل اجتماعی میتوانند روند افول را به شکل قابلتوجهی کند کنند.
این تقسیمبندی جدید نگاه ما به سلامت مغز را متحول میکند. دیگر نمیتوان مغز را با یک عدد سن ارزیابی کرد؛ افراد ممکن است در مهارتهای مختلف در «سنهای مغزی متفاوت» قرار داشته باشند. این یافتهها میتواند در پزشکی، آموزش، روانشناسی و حتی طراحی برنامههای سلامت نقش کلیدی داشته باشد.