
سال ۱۹۵۴ یکی از شوکهکنندهترین لحظههای تاریخ پزشکی رقم خورد؛ زمانی که ولادیمیر دمیکوف، جراح پیشرو اما جنجالی شوروی، آزمایشی را انجام داد که هنوز هم از آن بهعنوان «بحثبرانگیزترین عمل جراحی قرن بیستم» یاد میشود. دمیکوف توانست سر، شانهها، ریهها و پاهای جلویی یک تولهسگ را به بدن یک سگ بالغ پیوند بزند؛ نتیجه موجودی بود با دو سر فعال که هر دو قادر به نوشیدن، حرکت دادن اعضا و واکنش مستقل بودند. این آزمایش عجیب که IFLScience آن را بازخوانی کرده، همچنان یکی از نقاط تاریک اخلاق زیستی و در عین حال یکی از نقاط روشن پیشرفت علم پیوند اعضا محسوب میشود.
دمیکوف در دورهای کار میکرد که علم پیوند اعضا هنوز در مرحلهای ابتدایی بود. او باور داشت برای نجات جان انسانها باید مرزهای پزشکی را گسترش داد—even if it meant crossing ethical lines. دههها بعد، بسیاری از تکنیکهایی که او ابداع کرد، بهطور مستقیم پایهگذار پیوند قلب، ریه و رگهای خونی در انسان شد. حتی کریستین برنارد، جراح افسانهای که نخستین پیوند قلب انسان را انجام داد، دمیکوف را «پدر پیوند اعضای جهان» نامید.
بااینحال، روشهایی که دمیکوف برای رسیدن به این پیشرفتها انتخاب کرد، انتقادهای شدیدی را به دنبال داشت. او طی آزمایشهای متعدد بیش از ۲۰ سگ دو سر ساخت، که اغلب عمر کوتاهی داشتند و با مشکلات گردش خون و رد پیوند مواجه میشدند. تولهسگهای پیوندی معمولاً بعد از چند روز یا چند هفته جان میباختند. شدیدترین اعتراضها از طرف گروههای حقوق حیوانات، پزشکان اخلاقگرا و حتی دانشمندان همدوره او مطرح شد؛ چرا که این مطالعات «غیرانسانی» و «بیرحمانه» توصیف میشدند.
نگاه امروز به این آزمایشها دوگانه است:
• از یک طرف، دمیکوف عملاً مسیر علمی جدیدی را باز کرد. بدون تکنیکهای اولیه او—از اتصال عروق گرفته تا مدیریت شوک جراحی—شاید پیوند قلب و ریه هرگز در دهه ۱۹۶۰ امکانپذیر نمیشد.
• از طرف دیگر، روشهایش نمونهای واضح از شکاف میان «پیشرفت علمی» و «اخلاق پزشکی» هستند. دنیای امروز با استانداردهای اخلاقی سختگیرانه، چنین آزمایشهایی را غیرقابلقبول و حتی جنایتگونه میداند.
دمیکوف تا پایان عمر در حاشیه ماند، هرچند میراث علمیاش در پزشکی مدرن باقی است. مطالعه دوباره آزمایشهای او یادآور این است که پیشرفتهای پزشکی همیشه در خلأ رخ نمیدهند؛ بلکه حاصل تلاشهاییاند که گاهی جسورانه، گاهی بحثانگیز و گاهی دردناک بودهاند.